Lost Password? No account yet? Register

دریافت PDFچاپ متننقد مجموعه عکس "نشریه تاک"


 
 نقد عکس 9

مجموعه عکس: امین ابراهیمی

 در ابتدای این یادداشت بد نیست کمی از تحلیل و موشکافی عکس فاصله بگیریم و به قالبی بپردازیم که عکس در آن گنجانده می شود و به این بهانه نیز تعریفی از مجموعه عکس در دنیای معاصر داشته باشیم.
همان طور که می دانیم متاسفانه در کتاب‌های عکاسی که اکنون در دسترس ما در این خطه‌ی جغرافیایی است، صحبتی چند از این مقوله نشده است و تنها در مواردی اندک اشاره‌هایی به نقش مجموعه عکس شده  و این در حالی است که طی چند سال اخیر مجموعه عکس چنان جایگاهی در میان شاخه های عکاسی پیدا کرده که اکنون بسیاری از اکسپوهای عکس یا مسابقات و جشنواره های داخلی، بخش بزرگی از کار خود را به مجموعه عکس اختصاص می دهند.
اما به راستی مجموعه عکس چیست؟ چه تفاوتی با تک عکس دارد و در مجموعه عکس چه چیزی قرار است بیان شود که تک عکس نمی تواند بیانگر آن باشد؟ چه چیزی باعث می شود که پرداختن به مجموعه عکس دشوارتر از پرداختن به تک عکس باشد؟ یا به طور کل اگر قرار باشد مجموعه عکس را برای خود تعریف کنیم، آن تعریف کدام است؟
چند جمله ی کوتاه زیر توضیح نسبتا مختصری در رابطه با مجموعه عکس است که بیان آن می تواند پاسخ موجهی به سوالات بالا باشد:
1: مجموعه عکس پاسخ به تمام سوال هایی است که در قالب تک عکس نمی گنجد و عکاس برای بیان مقصود خود فضایی گسترده تر از تک عکس می طلبد.
2: مجموعه عکس صرفا قرارگیری یا گرد‌‌همایی چند فریم کنار هم نیست،  بلکه در مجموعه عکس هدف معنایی یکسانی در تک تک فریم ها دنبال می شود و این پیوستگی بار معنایی دارد که می تواند تا حدی سازنده ی مجموعه ی عکس باشد.
3: تعداد فریم ها در مجموعه های مختلف متفاوت است و تعریف مشخصی برای تعداد دقیق عکس های مجموعه، ارایه نشده است. آنچه مهم است رساندن مقصود اصلی عکاس است. حال عکاسی با فریم های محدودی می تواند آن را بازگو کند و حال آن که موضوع کار، فریم های بیشتری را برای بیان می طلبد و ناگفته نماند پرگویی بیش از اندازه از وجاهت تصویری مجموعه می کاهد.
4: در تعریفی از مجموعه عکس در مطبوعات به نقل از استاد " اسماعیل عباسی " می خوانیم:
مجموعه عکس‌هایی را که در مطبوعات منتشر می‌شوند می ‌توان به سه دسته تقسیم کرد:
اگر در ارتباط با خبر یا رویداد باشد، گزارش تصویری (photo-reportage)، اگر بازگو کننده داستان یا روایتی باشد، داستان تصویری (photo-story)، و اگر مثل مقاله روی موضوعی معین متمرکز شده باشد، مقاله تصویری (photo-essay) نام دارد.
5: عکاس بنا به موضوعی که بر روی آن تمرکز می کند می تواند نوعی خاص از تعاریف بالا را برای مجموعه ی خود برگزیند. به طور حتم در یک حادثه ی مستند مثل جنگ، عکاس برای مجموعه ی خود از گزارش تصویری استفاده می کند و کمتر پیش می آید که در این فضای مستند گونه به داستان تصویری بپردازد.
6: مجموعه عکس می تواند در فضا و زمان مشخص و از پیش تعیین شده تهیه شود. یعنی عکاس می تواند به طور پیاپی به تهیه عکس بپردازد. در مجموعه ای دیگر(غیر پیاپی) اندیشه ای ذهن عکاس را به خود مشغول می دارد اما تهیه این مجموعه مستلزم این است که عکاس به مکان های مختلفی سر بکشد و شاید لازم باشد در زمان های مختلفی یا حتی فصل های مختلفی از سال به  تکمیل کار خود بپردازد و البته که این مجموعه زمان بیشتری را نیاز دارد و در بیشترموارد این مجموعه ها بنا به خواسته ی شخصی و علاقه ی عکاس تهیه می شوند نه بنا به سفارشی خاص.
آنچه که در بالا بیان شد سعی بر آن داشت تا بتوانیم به تعریف نسبتا مشخصی از مجموعه عکس برسیم و در ادامه ی این یادداشت به تشریح مجموعه عکسی از آثار "امین ابراهیمی" عکاس جوان مشهدی می پردازیم و سعی می کنیم تا مجموعه ی وی را بنا به آنچه در بالا بیان شد، قیاس کنیم:

مجموعه ی امین ابراهیمی در نگاه ساده متشکل از پنج فریم است، یعنی عکاس برای بیان مقصود خود پنج قاب را بر می گزیند.

 


شماره 1

 
در فریم اول عکاس دو عنصر را انتخاب می کند اما چنان چه می بینیم تا فریم آخر چیزی بیش این دو عنصر به قاب تصویر نفوذ نمی کند. بنابر این عکاس قرار است به کمک آن ها حکایتی را برای ما بازگو کند.
این دو عنصر پنجره و درخت هستند اما قرارگیری آن ها کنار هم بر حسب اتفاق نیست، بلکه این عکاس است که انتخاب کرده کدام درخت و در کنار کدام پنجره مناسب است.
در اولین گزینه در تعریف مجموعه بیان کردیم که وقتی فضای تک عکس برای روایت کردن مقصود عکاس کافی نیست او باید مجموعه را برای کار خویش انتخاب کند. در مجموعه ی پیش رویمان اگر قرار بود عکاس برای روایت خود از تک عکس کمک بگیرد، ما با یک فضای سفید مواجه بودیم که تک درختی در کنار پنجره بر روی آن خود نمایی می کند و صرفا یک نقش بصری زیبا را می آفریند. اما همان طور که در مجموعه ی امین ابراهیمی می بینیم، او به کمک درخت و پنجره می خواهد حرف دیگری را با ما بگوید و هدف او تنها به تصویر در آوردن فرم های زیبای اطراف ما نیست. برای همین او درخت ها و پنجره های بیش تری را بازیگر کار خویش قرار می دهد. (در ادامه به نقش آفرینی این دو عنصر می پردازیم)

 


شماره 2

 
همان طور که می بینیم در کارهای مقابلمان تک عکس ها در کنار هم جمع نشده اند تا سعی کنند به شکلی خود را مجموعه تلقی کنند. بلکه عکاس موضوعی را برگزیند؛ برای آن به مکان های مختلف سر می کشد، برای کار خود زمان تعیین می کند، فضا سازی می کند و... بنابر این نتیجه می گیریم در این مجموعه پیوستگی معنا وجود دارد ( بنا به همان کارگردانی عکس ها که توسط عکاس انجام می گیرد. )
در این مجموعه با سوال هایی مواجه می شویم از قبیل این که چرا عکاس پنج فریم را برای کار خود انتخاب کرده است و این تعداد آیا تاثیری در بار معنایی عکس ها دارد؟ یعنی اگر قرار بود تعداد فریم ها به شش یا هفت یا کمی بیشتر افزایش پیدا کند تفاوت آن با این مجموعه ی پنج فریمی چه بود؟ در هر صورت این عکاس است که باید در تعداد فریم های مجموعه‌‌ی خود تصمیم بگیرد و درهر صورت این که تعداد عکس های رو به رویمان چند تاست برای ما تفاوت زیادی را ایجاد نمی کند. چرا که آن چه برای ما اهمیت دارد احساس مجموعه و بار معنایی آن است.

 


شماره 3

 
این مجموعه را می توان " داستان تصویری " تلقی کرد، زیرا عکاس روایتی می گوید، داستانی را بازگو می کند یا حکایتی را برای ما می خواند.
 هم چنین بد نیست اشاره شود که این مجموعه قطعا مجموعه ای است که به صورت غیر پیاپی کامل شده است. زیرا همان طور که گفتیم با داستان تصویری رو به رو هستیم که عکاس برای آن خالق اتمسفر یا فضای جدیدی از پیرامون است، عناصر را در قاب خویش گزینش می کند، از یک منطقه دست می کشد و به جایی دیگر می رود و در نهایت بازه ی زمانی ندارد و می تواند آزادانه به کار خویش بپردازد.
حال خوب است که از زاویه ای دیگر نیز به این مجموعه نگاه کنیم تا بتوانیم به داستان عکس دقیق تر گوش کنیم:

 


شماره 4

 
در این داستان ِ تصویری نقش آفرینان ِ صحنه انسان ها نیستند اما دو عنصر تصویر یعنی درخت و پنجره گویی به راستی هویت یافته اند و خالق دنیایی هستند که می بینیم. در یک سوی این دنیا پنجره قرار دارد که در دنیای انسان ها نماد جان پناه یا دریچه ی امیدی تلقی می شود. پنجره در همه ی فریم ها نقش ایستایی دارد و پویایی عکس از سمت درخت ایجاد می شود. کمی این سوتر در این دنیا درخت قرار دارد که با خطوط شاخه های خود دنیایی پراز تحرک ایجاد می کند و تمام بار عاطفی عکس را به دوش می کشد. در تمام فریم ها درخت سعی در رسیدن به پنجره دارد و این یعنی یک نوع آشتی با انسان به طور غیر مستقیم! درخت در هر عکس از سمت خاصی سر بر می آورد و مسیری را می پیماید که در هیچ یک از فریم ها به مقصد نمی رسد مگر در عکس آخر مجموعه. پنجره ها نیز حال و هوای متفاوتی با یکدیگر دارند. مثلا در پنجره ای بلندگویی در جلوی آن قرار دارد که بار معنایی این پنجره را افزایش می دهد. شاید به این معنا که این  پنجره حرف های زیادی برای گفتن دارد و گو این که اصلا پنجره دارد با ما حرف می زند!
همان طور که می بینیم در فریم آخر، درخت بالاخره می تواند به دنیای آن سوی پنجره رسوخ کند و این پایان داستان است، تمام نتیجه ی عکس هم در این فریم خلاصه می شود و در واقع این عکس نقش مهم تری در این مجموعه دارد.

 

Amin_109_2_.jpg
شماره 5


در نهایت در این مجموعه عکاس قصد داشته دنیایی را خلق کند که در دنیای واقع نمی توان آن را متصور شد و گو این که حتی می خواسته تلاشی را یادآوری کند که ما انسان ها گاهی از آن فارغ می شویم. یا امیدی که هر از گاهی در میان دل هایمان خاموش می شود و فکر می کنیم که این جا پایان راه است. اما عکاس با جان بخشی به یک درخت تمام این ها را نفی می کند و امید را در پنجره ای -ولو دست نیافتنی - جستجو می کند!


نقد: نازنین طباطبایی
عکس: امین ابراهیمی 


 
نام :
ايميل :
تلفن :
*توضیحات :

یادمان باشد...

 آن قاضی ما چو دیگران قاضی نیست 

میلش بسوی اطلس مقراضی نیست

شد قاضی ما عاشق از روز ازل

با غیر قضای عشق او راضی نیست

مولانا

تبلیغات


Resize