
رویای دریا - عکس: سید مجتبی خاتمی
اینکه قرار گرفتن در چنین موقعیتهایی را باید به بخت بلند عکاس نسبت داد یا نه، مقولهای است که آن را در کشورمان و نزد عکاسان، زیاد میشنویم. شخصا بر این باورم که چیزی به نام «بخت» نمیتواند در عکاسی نقش داشته باشد، آنچه مهمتر است مدیریت صحنه و توانایی تسلط بر چنین موقعیتی از سوی عکاس است، که آن را به سادگی هدر ندهد و این عکاس باشد که بر صحنه غلبه میکند نه صحنه بر عکاس. چرا که در عکاسی معاصر با مولفههایی روبرو هستیم که نوعی «تملک موضوع و محیط شدن عکاس را بر موضوع ثبت شده» یادآوری میکند، و از عکاس بهعنوان یک کارگردان صحنه نام می بَرد. پس در چنین تعریفی بسیاری از مولفهها چون میزانسن، دکوپاژ و فضاسازی نقش اساسی را بازی میکنند. عناصری که در این عکس نیز به سادگی حضور دارند و عکاس در به کارگیری آنها در جهت انتقال احساس صحنه به خوبی عمل کرده است.
عکس سید مجتبی خاتمی بیدرنگ ما را به یاد عکسی از مجموعه The life boatman اثر Francis James Mortimer در سال 1911 میاندازد که در آن عکس نیز قایقی سرگردان با چهار سرنشین در سمت راست قاب و در میان امواج سهمگین دریا گرفتار آمده است، اما دیگر ویژگیهای عکس سید مجتبی خاتمی از این قرارند:
زاویه دید
پس از موقعیت منحصر به فرد، این «زاویه دید» است که در این عکس نقش مهمی را ایفا میکند. دیدن موضوع از زوایای مختلف منجر به ایجاد پرسپکتیوهای مختلف از موضوع میشود که در تجسم موضوع و ایجاد احساس در مخاطب تاثیر زیادی دارد.
این عکس از زاویه دیدی خاص بهره میگیرد. خاص از آن جهت که انتخاب زاویهای با خصوصیات Low angle در چنین موقعیتی بعید و دشوار مینماید و سوالاتی را در عکس ایجاد می کند که همان رمز و راز عکس و تواناییهای تکنیکی عکاس را نمایش می دهد. سوالاتی چون: « عکاس کجا بوده است؟» یا «چگونه از چنین زاویهای به صحنه نگریسته است؟» و اصلا اینکه «در چنین زاویهای چگونه توانسته است بر دوربین مسلط باشد؟»
این زاویه Low angle در میان امواج علاوه بر افزودن حرکت در صحنه و تقویت Act در آن موجب تشخص بخشیدن به موضوع اصلی (قایق و سرنشینان آن) شده و نقش مهمتر آن در بزرگنمایی وجه تجسمی امواج است که اینجا به خوبی در خدمت رویداد قرار گرفته و قایق را به صورت نقطهای کوچک در میان خطوطی متعدد جای داده است.
پردازش دیجیتال
عکس از پردازش دیجیتال بهره برده است. عکاس برای تقویت فضای صحنه از فیلتری استفاده کرده که بافت عکس را تلطیف کرده و موجب شده است احساسی شبیه دیدن یک «خواب» در تماشاگر ایجاد شود.
این پردازش نرم افزاری اگرچه در بخش جلویی تصویر به حجم تار امواج آسیب رسانده و فورگراندی نه چندان زیبا را در عکس ایجاد کرده، اما برای موضوع اصلی مفید واقع شده است. استفاده از ماسک در فیلتر کردن قایق و آسمان – و نه امواج – میتوانست نتیجه بهتری را در پروسس پس از ثبت ایجاد کند.
سازمان دهی تصویر
عکس از گمشدن سرنشینان قایقی کوچک در امواج میگوید. سازماندهی تصویر بر اساس حضور فضای منفی بسیار زیاد در مقابل فضای مثبت بسیار محدود و کوچک شکل گرفته است.
نکته خوب، پنهان کردن افق دید توسط امواج در فورگراند است که هر گونه نظم و امید را از صحنه سلب کرده است ( خط راست افق در صورت ثبت، معنای امید و نجات را در عکس ایجاد میکرد). از طرف دیگر خطوط نامنظم برخاسته از قایق (پاروهای چوبی) بر ناپایداری موضوع صحه میگذارند.
نسبت ِ به کار رفته برای قایق در مقابل فضای اطراف، نقطه در فضایی خالی است. این نسبت یک تنش فضایی را در عکس ایجاد میکند. چرا که قایق به عنوان نقطه سیاه ( آموزههای کاندینسکی بزرگ ) یک بی تعادلی شدید را در سطح ایجاد کرده است و خطوط باریک (امواج) به نقطه سیاه (قایق) تعادل میبخشند. پس قاب در عین انتقال بی تعادلی از تعادلی پنهان برخوردار است و از این بابت از ترکیبی صحیح بهره برده است.
اما انتخاب قاب افقی یا عمودی؟
قاب عمودی اگرچه پویاتر از قاب افقی است اما بر ارتفاع، ایستایی و نظم دلالت دارد و اگر عکاس قاب افقی را برای عکس خود برگزیده بود، بر احساس صحنه، وسعت دریا و ابعاد این گمشدن می افزود.
نکته دیگر در مورد سازماندهی تصویر، انتقال حس حرکت و شناور بودن قایق است که عکاس از پس آن به خوبی برآمده است، چرا که دیدن اشیا در حرکت، بدون تصور یک زمینه برای آنها امری بسیار سخت است، و در چنین تصویری که المان های تصویری به شکل عجیبی کاهش یافتهاند انتقال حرکت تنها بواسطه نسبت نقطه به خطوط نامنظم و تنش فضایی میسر شده است.
بررسی تطبیقی عکس Francis James Mortimer و عکس سید مجتبی خاتمی
نگاه عکاسان در دورههای مختلف نسبت به موقعیتها و موضوعهای مشابه یکی از جذابیتهای تکرار تاریخ در دهههای مختلف است.
آنچه شباهتهایی را میان این دو عکس ایجاد میکند نگاه عکاسانه این دو عکاس در فاصلهای یک قرنی به این موضوع است که بر قرابتهای نگاه در عکاسی صحه میگذارد. اینکه دو عکاس در دو مکان مختلف برای القای حس صحنه، از الفبایی مشترک و صحیح بهره جستهاند و هر دو برای نمایش سرگردانی و گم شدن در میان امواج از نسبتهای پرسپکتیوی یکسان برای موضوع اصلی (قایق) بهره جستهاند.

the wrek - Photo by: Francis James Mortimer
هدف و موخره
عکس در میان آثار «سید مجتبی خاتمی» عکاس فعال خراسانی اثری بی همتا است. مرور آثار او نشان میدهد هرگاه عکاس به مفاهیم ذهنی روی آورده است دست به خلق ترکیبهای بکری زده است و پختگی و تسلط تکنیکی وی بر ابزار در این نوع عکسها بیشتر به چشم میآید. هرگاه به نگاه تجریدی نزدیک شده، آثاری درخشان خلق کرده که نوعی بیان شخصی را در این آثار نمودار میکند. بیان و لحنی که در عکس های مستند اجتماعی او نمیتوان یافت، و نگارنده بر این باور است که دنیای سید مجتبی خاتمی دنیایی صرفا شاعرانه و تجریدی است، حتی اگر دیگران مجموعه آثار او را در این سالها منتسب به این سبک ندانند.
میلش بسوی اطلس مقراضی نیست
شد قاضی ما عاشق از روز ازل
با غیر قضای عشق او راضی نیست
مولانا