

نقد عکس روزنامه قدس
نقد عکس 2
حالا با عکسی ساده روبرو هستیم که آراستگی و بی پیرایگی از جزء جزء آن به چشم می آید.
«نوشین وفادار» در این عکس به همان سادگی و سهولتی در بیان بصری دست می یابد که در سال های دور و در کسوت یک فیلمساز در انیمیشن « تشنه »ی او دیده بودیم؛ فیلم کوتاهی که به عنوان پایان نامهی دانشجویی خود ارایه کرده بود و از ساختار و روایتی صریح و صمیمی برخوردار بود.
عکاس میخواهد از همهی هیاهوهای دنیای پیرامون به ترسیم لحظه ای بکر بسنده کند و بار دیگر ما را در مقابل آن جمله ی کلیدی و کاربردی "
Less is more" قرار دهد!
اما براستی نمی توان این عکس را از جنسیت عکاس اش جدا کرد، اگرچه شخصا نگاه جنسیتی را در عکاسی مقدم نمیشمارم، اما به هیچ عنوان منکر آن نیز نیستم، چرا که نگریستن به جهان از نگاه یک زن با انتخابهایی که یک مرد از دنیای اطراف دارد نمیتواند همسان باشد. از این گذشته آرایههای یک نگاه زنانه در این عکس حاکم است؛
انتخاب موضوع، درون گرایی، احساس امنیتی که در سراسر این عکس دیده می شود، هم نشینی رنگهای گرم و حضور پر رنگ نوعی «پوشیدگی» در این عکس از جملهی این عوامل اند.

عکس: نوشین وفادار
عکس به فضایی روستایی تعلق دارد و خانه ای روستایی را به تصویر میکشد. معمولا آنچه در این لوکیشنها جذاب به نظر می رسد و محمل خلق آثار بصری متفاوتی میشود "معماری" و هندسهی سادهی این خانههاست. عنصری که اینجا نیز نه به طور مستقیم اما به شیوهای کارآمد در صحنه حضور دارد.
عکس، ورودی خانه ای روستایی را به تصویر می کشد که با پردهای گلدار آرایش شده است، پلکانی کوچک از گوشهی سمت چپ قاب نگاه ما را به مرکز و سمت راست عکس رهنمون می کنند، جایی که یک جفت کفش خودنمایی میکند و از حضوری پنهان در قاب خبر میدهد. پردهی گلدار به همان وجه بدوی ِ معماری خانه های روستایی بر دیوار آویخته شده و پلاک فلزی در سمت چپ قاب شاید در پی نقض این دنیای بسیار ساده باشد.
بافتی از کاهگل تمام پس زمینه را پوشانده و با ترک ها و شیارهای خود، احساس بصری خوبی را ایجاد میکند.
همه چیز برای ثبت یک عکس خوب فراهم است، حتی نور. فضای ملهم از سایه و یکدستی نور در این فضا به اکسپوزی خوب انجامیده است که در حقیقت ارزش های بصری عناصر عکس را به طور یکسان در کنار هم قرار داده است.
پردهی گل دار فقط یک پرده نیست که وجه بصری آن را ما را به تعمق فرو بَرَد، پردهی گلدار نمایشگر یک فرهنگ است بخصوص آنگاه که آن را به عنوان ورودی یک خانه روستایی میبینیم. این پرده برای ما آشناست، ما را به سال های دور میبرد، به خانهی مادربزرگ هایمان، آنجا که این نوع پارچه ها را در هیات روتختی یا پشت دری دیده بودیم. پس اینجا پردهی گلدار یک «فرهنگ» است و انتخاب چنین صحنه ای توسط عکاس به گونه ای بر حفظ و احیای این فرهنگ پهلو می زند و ممارست او را برای حفظ بخشی از تاریخ نمایان می کند.
معنا در این عکس از "پوشیدگی"ای می آید که عناصر قاب به آن دچار هستند. عکس بواسطه جفت کفش قرار گرفته در مقابل ورودی خانه از حضوری سخن می گوید که نمی دانیم کجاست، کیست و چگونه است! تنها می دانیم که هست و این " بودن" وجه معما گونه و رازآلود این عکس است که تماشاگر را دچار لذتی دوچندان میکند.
زاویه دید:زاویه دید انتخابی عکاس را در این عکس نمیتوان ساده انگاشت اگرچه ممکن است قرار گرفتن در برابر چنین صحنه ای - به طور شهودی نیز - ما را به انتخاب زاویه ای تخت دعوت کند.
عکاس با انتخاب زاویه تخت و نگریستن از روبرو به موضوع، در حقیقت تمام اغراق ها و تحمیل های پرسپکتیو را به حداقل رسانده است و پرسپکتیوی تخت را ایجاد کرده که در آن هیچ عامل انحرافی برای چشم بیننده وجود ندارد و بهگونه ای چشم بیننده با کمال آسودگی فقط به موضوع فکر می کند. اثری از اغراق، بزرگنمایی یا کوچک کردن وجهی از موضوع در عکس نیست، همه چیز همانگونه است که باید باشد، بی آنکه گوشه ای از تصویر بر بخش های دیگر آن سنگینی کند.
اگرچه به نظر میرسد تغییر ارتفاع دوربین تنها به اندازهی چند سانتی متر بالاتر، میتوانست وجه گویاتری از کفشهای جفت شده در برابر پرده را نمایان سازد و به نمایش بهتری از سطح ایوان و پلکان نیز دست یابد.
رنگ:رنگ حضور موثری در این عکس دارد. به هم نشینی سبزها، صورتیها و رنگ حاکم اُخری در کل عکس نگاه کنید. از دیدگاه تجسمی، رنگ در این عکس به مثابه یک بافت عمل می کند: بافتی از رنگ های گرم که حالا و در این عکس برای ما نشانه ای از زندگی ِ آرام و مصلحانه را ترسیم میکند. امنیت ایجاد میکند، و نوعی امید و گشایش را تصویر میکند.
سازمان دهی تصویر:نمی توان از ترکیب بندی این عکس به سادگی گذشت. عکاس با نهایت دقت عناصر مختلف را در پرسپکتیو حاصل از لنز نرمال در کنار هم چیده است. فضای یک سوم پایین قاب به پله ها و ایوان اختصاص داده شده و دو سوم بالا به پرده.
این تقسیم خوب فضا به همراه دقت در به کارگیری فضاهای خالی اطراف ِ موضوع سبب شده تا تناسبی چشمگیر و پویا را به نمایش بگذارد.
هدف و موخره:عکس می کوشد تصویرگر سادگی جهان پیرامون باشد و ازین بابت به نظر میرسد راه پر پیچ و خم و دشواری را پیش رو دارد.
عکس میکوشد خود را مماس با لحظههای بکر و سادهی زندگی کند؛ لحظههایی که از فرط سادگی، از فرط زلالی و شفافیت ، میروند که در پستوی هزار فکر و پیچیدگی و روزمرگیهای ما آدم ها گم شوند. این ساده دیدن و دعوت به سادگی در عکس چه قدر می تواند به گسترش توانمندیهای هنر عکاسی کمک کند و در پی احیای آن بخش از زندگی باشد که در جهان مدرن امروز در سایه قرار گرفته است.
نقد: کیارنگ علایی
عکس: نوشین وفادار
لینک مستقیم روزنامه قدس [PDF]