در برابر ایستادن و نگاه کردن به این عکس جمله ای از " امیل زولا" به ذهن ام می رسد که می گوید: هنر عبارت است از طبیعت که از خلال مزاج و روحیه شخص دیده می شود.
انعکاس این جمله در روح این تصویر به خوبی هویدا است که از رمل های کویر و تحت تاثیر تابش ملایم نور خورشید در هنگامه غروب یا طلوع خورشید به سایه روشن هایی زیبا دست پیدا کرده و به تصویر عمق و بعد داده است. حذف عنصر رنگ از بخش عناصر بصری و بافت نشسته در جان تصویر، میل نسبتا خشنی را به شن ها باعث شده و ارزشهای تصویری مثبت و منفی در قاب این عکس را به بهترین شکل ممکن نمود داده است. این در حالی است که به واسطه جایگیری متوازن و متعادل اما نا متقارن سطوح تیره و روشن ، تصویر از ریتم و ترکیبی پویا برخوردار شده است. من به واسطه عضویت و فعالیت در تورهای عکاسی " پایگاه عکس چیلیک " چندین بار قدم به وسعت کویر گذاشته ام و با پای پیاده تمام حواس پوست را بی واسطه با ریزدانه های رمل کویر قدم به قدم درک کرده ام و بسیار عکس های کویر و رمل گرفته و دیده ام ولی آنچه عکاس در این عکس از طبیعت طراحی شده ترسیم کرده را اندکی متفاوت می بینم. سطح روشن سمت راست واقع در نقطه طلایی بالای کادر، نقطه ورود به تصویر می باشد. چشم پس از ورود به عکس سوار بر خطوط روشن منحنی و مواج خاکستری، تمامی اجزای تصویر را به نرمی می پیماید و سپس وارد بازی نور وسایه و شکل هایی که از پی هم به واسطه ذهن و نگاه عکاس ساخته و پرداخته شده، می سرد و در پی حل این تناقض و تحرک دو جانبه سطوح تیره و روشن، تجربه ای زیبا، متفاوت، خلاق و در مسیر تکامل را پشت سر می گذارد. تجربه ای انسانی از زندگی هر عکاسی که می تواند در مسیر زندگی نیز به نوعی در حال مرور خاکستری های سیاه تا سفید این پستی و بلندی ها باشد. و اینجا همان نقطه ای که " امیل زولا " روحیه عکاس را در ورای عمق و بعد عکس، به درون عکاس می برد و موشکافانه ذهن و نگاه عکاس را به بهانه طبیعت بیرون، در قاب عکس می کشاند و در ترکیب هر موضوعی در دنیای مادی، مزاج هنرمند را می چیند و عکس می نامد.