سوژهی اصلی را سمت راست کادر بگذاریم
برایان پترسون
با قانون یک سومها در ترکیببندی همهی ما آشنا هستیم. در این قانون نکتهای هم هست که دقت به آن مهم است: اگر ما سوژههای اصلی را در یک سوم سمت راست عکسمان قرار بدهیم، عکس بهتر و موفقتری از نظر بصری خواهیم داشت. فرقی هم نمیکند این سوژهها پرترهی یک کارگر باشد، کمباینی در یک مزرعهی گندم باشد، یا گلدانی در یک پنجره. شاید بشود گفت که این یک "قانون" روانشناختی است. روشن است که تقسیمبندی یک سوم/دو سوم از نظر هارمونی و هماهنگی در کادر بهترین نتیجه را میدهد، اما چرا باز ترجیح با این است که سوژهی اصلی در یک سوم سمت راست قرار بگیرد ؟
چشم به طور طبیعی از سمت چپ به هر فضایی "وارد میشود" و مسیرش را به سمت راست ادامه میدهد. این فقط وقتی ما به یک عکس نگاه میکنیم صدق نمیکند، بلکه وقتی به یک تابلو نقاشی نگاه میکنیم، کتاب میخوانیم، یا حتی وارد اتاقی میشویم هم همین اتفاق میافتد. و بلافاصله بعد از وارد شدن به کادر از سمت چپ، نگاه دنبال نقطهای میگردد که روی آن قرار بگیرد و بایستد، که این نقطه هم در بیشتر موارد ترجیحا در سمت راست کادر است.

این دو جفت عکس را با هم مقایسه کنیم. چه احساسی داریم وقتی سوِِِِژهی اصلی در یک سوم چپ کادر قرار گرفته ؟ بدون شک احساس خوبی نخواهیم داشت. حس میکنیم که انگار یک اشکالی در عکس وجود دارد.
اما درست زمانی که خیال میکنیم "قوانین" ترکیببندی همهجا صادق است، به عکسی برمیخوریم که این منطق قرار دادن سوژه در سمت راست را به هم میریزد. مثلا در عکس زیر، چهرهی این کارگرِ کارخانهی فولاد، هیچ جای دیگری غیر از سمت چپ کادر به این خوبی جواب نمیدهد. چرا ؟ به دلیل قدرت خطوط همگرای پشت پرتره. این خطوط چشم را به سمت خود میکشند، اما بعد آن را به پرتره برمیگردانند. این رفت و برگشت نگاه، احساس خوشایندی در بیننده بوجود میآورد.

اما وقتی عکس را طوری بچرخانیم که پرتره در سمت راست کادر قرار بگیرد، انگار که یک جای کار میلنگد. در سمت چپ کادر فضای "مرده"ای بوجود میآید که به نظر میرسد اگر کراپ شود بهتر است. به علاوه، وقتی چشم وارد کادر میشود، از یک طرف به سمت راست تمایل پیدا میکند و میخواهد روی چهره توقف کند و از طرف دیگر با نیروی خطوط همگرا به سمت چپ کشیده میشود، که این تمایل دوگانه، احساس ناخوشایندی را ایجاد میکند. ولی اگر فضای مرده سمت راست کادر باشد، ما برخورد بصری متفاوتی با آن داریم، زیرا نگاه که از چپ وارد کادر میشود، توسط خطوط همگرا به راست برده میشود، اما دوباره برمیگردد و اینبار در جلوی کادر، چشم در چشم پرتره آرام میگیرد.

از کتاب:
Learning to See Creatively
Design, Color & Composition in Photography
Bryan Peterson, Amphoto Books, 2003, pp. 100-101
ترجمهی: مسعود قارداشپور طرقی
ميراثي گران بهاتر از راستي و درستي نيست.
(شكسپير(